شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۴ - د‌ر مدح هلاکو خان بن شجاع السلطنه مرحوم فرماید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن خال سیه از بر آن نرگس جادوچون نافهٔ مشکست جدا گشته ز آهو
۲
چون‌کلب معلِّم‌که دود از پی آهودل از پی دلدار دوانست بهر سو
۳
ترکیست دل آزار که در هر سر بازارمن از پی دل می‌دوم و دل ز پی او
۴
با پنجه ی سیمن بتان پنجه محالستتا زر به ترازو نبود زور به بازو
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth