شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۹ - د‌ر ستایش پادشاه رضوا‌ن جایگاه مغفور محمدشاه مبرور طاب ثراه فرماید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دو چشم باز و دوگوشم فراز مانده به راهکه‌کی بشارت فتح آید از معسکر شاه
۲
ندانم از چه به راه اندرون بشیر بماندگمان برم که به شیری دوچار شد ناگاه
۳
و یا ز پویه سم بارگیش کوفته شدپیاده ماند و نبودش پیاده طاقت راه
۴
و یا ز شدت باران و برف و برد هوابه نیمه راه به جایی بماند خواه مخواه
صفحهٔ ۱ از ۱۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth