شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۲ - د‌ر مدح شاهنشاه ماضی محمدشاه غا‌زی طاب‌ا‌لله ثراه گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد عید و مه روزه سفرکرد به اکراهنیکو سفری‌ کرد خدا بادش همراه
۲
ای خادمک آن حجره بیارای و به ‌مجلسمی‌زن عوض آب به رغم دل بدخواه
۳
این سبحه و سی‌پاره بهل باز به صندوقوان خرقه و سجاده به برباز به بنگاه
۴
مسجد همه‌ کاسد شد و منبر همه فاسدواعظ همه حیران شد و زاهد همه درواه
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth