خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۱ - در مدح صدراعظم
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش چونگشتجهان از سپهزنگ سیاهاز درم آن بت زنگی به در آمد ناگاه
۲
با رخی غیرت مه لیک به هنگام خسوفخنده بر لب چو درخشی که جهد ز ابر سیاه
۳
بینیش چون الف اما بسرهای دهنابرویش همچو یکی مد که نهی بر سر آه
۴
همچو نرگس که به نیمی شکفد در دل شبچشم افکنده به صد شرم همیکرد نگاه
صفحهٔ ۱ از ۱۴