خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۶ - در مدح معتمدالدوله منوچهرخان گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماه من در جمع تا چون شمع چهر افروختهیک جهان بروانه را از سوز غیرت سوخته
۲
سوزن مژگان او با رشتهٔ مشکین زلفدیدهٔ ما را به روی او ز حیرت دوخته
۳
چند از اینخامان دلا جویی علاج سوز عشقچارهٔ این آتش سوزان بجو از سوخته
۴
در دل من سوز عشق و برزخ من داغ مهراو چو شمع و لاله دارد رخ چرا افروخته
صفحهٔ ۱ از ۳