شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۷ - در مدح شاهزاده ی مبرور شجاع السلطنه مغفور حسنعلی میرزا فرماید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عبدس و ساقی در قدح‌، صهبا ز مینا ریختهدر گوهر الماس‌گون لعل مصفا ریخته
۲
کرده پی اکسیر جان در طلق زرنیخ رواندر ساغر سیماب‌سان‌ گوگرد حمرا ریخته
۳
آب از سر‌اب انگیخه آتش ز آب انگیختهزآتش حباب انگیخته وز جرعه دریا ریخته
۴
می موج ‌زن در مشربه زان موج فوج غم تبهاندر هلال یکشبه عقد ثریا ریخته
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth