خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۶ - در ستایش شهنشاه ماضی محمدشاه غازی طابالله ثراه گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای زلف یار چرا آشفته و دژمیهمخوابهٔ قمری همسایهٔ صنمی
۲
من رند نامهسیاه تو از چه روسیهیمن زیر بار غمم تو از چه پشتخمی
۳
نینی تو نیز عبث خم نیستی و سیاهدلهای خستهکشی در آفتاب چمی
۴
عودی بر آتش و دود در دیده از تو برفتچون دود رفته به چشم خون گریم از تو همی
صفحهٔ ۱ از ۸