شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۷ - و له من‌ کلامه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک کشتی‌گیر من میل شنا دارد همیوانچه بی‌میلی بود با آشنا دارد همی
۲
نگذرد بر لب ز میل آشنایانش حدیثور حدیثی دارد از میل و شنا دارد همی
۳
می‌ندارم زهره تاگویم به هنگام شنازهره را مایل به خط استوا دارد همی
۴
ازکمر بگذشته زلف تابدارش ای ‌شگفتمی‌ندانم ‌کز کمر قصد کجا دارد همی
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth