شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۶۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش می گفت جانم کای سپهر معظمبس معلق زنانی شعله‌ها اندر اشکم
۲
بی‌گنه بی‌جنایت گردشی بی‌نهایتبر تنت در شکایت نیلی ای رسم ماتم
۳
گه خوش و گاه ناخوش چون خلیل اندر آتشهم شه و هم گداوش چون براهیم ادهم
۴
صورتت سهمناکی حالتت دردناکیگردش آسیاها داری و پیچ ارقم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلن فاعلاتن فاعلن فاعلاتن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth