شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۸ - د‌ر مدح شاهنشاه مبرور محمد شاه مغفور طاب‌الله ثراه گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلکی هست مرا شیفته و هرجاییعملش عشق‌پرستی هنرش شیدایی
۲
پیشه‌اش روز به دنبال نکویان رفتنشب چه پنهان ز تو تا صبح قدح ‌پیمایی
۳
چه‌گویم دلکا موعظهٔ من بپذیرترک کن خیرگی و خودسری و خودرایی
۴
می مخور رقص مکن عشق مجو یار مگیرحیف باشد که تو دامن به ‌گناه آلایی
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth