شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چرا خجل نکند چشم اشکبار مراکه آرزوی دل آورد در کنار مرا
۲
به راه عشق نگیرم ز شوق بال و پریکه نی پیاده شمارند نی سوار مرا
۳
فغان ز منشأ دون همتی، کزین شادمکه هیچ کام نیارد به انتظار مرا
۴
نه رام مردم اهلم نه صید مرشد شهرنشسته ام که نسیمی کند شکار مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth