شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از بس که جور کرد به دل غم که آشناستداغم بهشت صحبت مرهم که آشناست
۲
تا طی کنند بی ادبان وادی غروربیگانگی نموده به محرم که آشناست
۳
گر آشنا کسی است که اهلیت اش نیستبنما یکی ز مردم عالم که آشناست
۴
از بس که وارمیده ز بیگانگان بودبیگانگه وار می رمد آن هم که آشناست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth