شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۱۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لطف گهر عتاب بشکست دل رایت اضطراب بشکست
۲
بد مست من آستین بر افشاندپیمانه ی آفتاب بشکست
۳
زلفت به جهان فکنده آشوبدر دیده ی فتنه خواب بشکست
۴
پیمان وصال در دماغم صد شیشه ی پر گلاب بشکست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth