شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۱۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر میان فتنه شوخی طرف دامانی شکستترکتاز غمزه هر سو فوج ایمانی شکست
۲
ملک حسن از شیوه خالی گشت تا گشتم خرابکافرستانی به هم زد تا مسلمانی شکست
۳
شکر طالع می کنم با آن که از بابم فکندزان که هر خاری به پایم در گلسنانی شکست
۴
گر سلیمانی است و گر موری که در معنی گداستهر که دست از آبرو شست او لب نانی شکست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth