شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچ‌گه نالهٔ من گوشزد آن مه نیستوین کمندی‌ست که از بام فلک کوته نیست
۲
آن‌چنان مست جمال است که شب تا به سحرمی‌کشد جام و ز کیفیت می آگه نیست
۳
برحذر باش که در چَه نفتد یوسف دلکاین زمان اهل مدد را گذری بر چَه نیست
۴
هر دم از انجمنی می‌شنود بوی تو دلهر نفس گر به دری روی نهد گمره نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth