شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۱۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک جان در ره آن سرو روان این همه نیستعشق اگر نرخ نهد قیمت جان این همه نیست
۲
جزو قیمت نی ام اما به قناعت شادمکان چه محصول زمین است و زیان این همه نیست
۳
باغبان را مگر از عشوه ی گل دل بگرفتور نه پژمردگی بیم خزان این همه نیست
۴
آخر از شعبده دلگیر شود شعبده بازدل قوی دار که دستان جهان این همه نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth