شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۱۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منصور و اناالحق زدن و دار و دگر هیچماییم و لبالب شدن از یار و دگر هیچ
۲
گر ره به مراسم کده ی عشق بیابیالماس بنه بر دل افگار و دگر هیچ
۳
بر لوح مزارم بنویسید پس از مرگکای وای ز محرومی دیدار و دگر هیچ
۴
از کعبه گر این بار برون ام بگذارندناقوس به دست آرم و زنار و دگر هیچ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth