خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۱۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نزدیک لب رسانده شکستیم جام صلحدشمن غیور بود نبردیم نام صلح
۲
ناکرده صلح چشم نمودی و این سزاستآن را که اعتماد کند بر دوام صلح
۳
دیری است که از زیارت ما بهره مند نیستبت خانه ی عداوت و بیت الحرام صلح
۴
آنان که حسن و عشق موافق شناختندبر جنگ لایزال نهادند نام صلح
صفحهٔ ۱ از ۲