خلوتی با رضیالدین آرتیمانی
غزل شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه شور افتاده در دلها ز شیرین لعل خندانشدریغا خضر ما شرمنده گردد ز آب حیوانش
۲
نه از رنگ تو رنگی داشت نه از بوی تو بوئیز غیرت چاک زد هر سو ز صد جا، گل گریبانش
۳
چو آن بلبل که در بستان ز سنبل آشیان دارددل آشفتهام جمعی است در زلف پریشانش
۴
چو موسی گر زدود شعلهای در پیچ و تاب افتدهمیشه داردم در پیچ و تاب آن زلف پیچانش
صفحهٔ ۱ از ۲