شعر را زندگی کن
خلوتی با رضی‌الدین آرتیمانی

غزل شمارهٔ ۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همه دردم همه داغم همه عشقم همه سوزمهمه در هم گذرد هر مه و سال و شب و روزم
۲
وصل و هجرم شده یکسان همه از دولت عشقتچه بخندم چه بگریم چه بسازم چه بسوزم
۳
گفتنی نیست که گویم ز فراقت به چه حالمحیف و صد حیف که دور از تو ندانی به چه روزم
۴
دست و پایم طپش دل همه از کار فکندهچشم بر جلوهٔ دیدار نیفتاده هنوزم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth