شعر را زندگی کن
خلوتی با رضی‌الدین آرتیمانی

غزل شمارهٔ ۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مه نامهربانم بی‌گنه دامن کشید از منچه بد کردم، چه بد رفتم، چه بد گفتم چه دید از من
۲
سخن میرفت از بیگانگان، از خویشتن رفتمباین ترتیب درس آشنائی را شنید از من
۳
بخود بیگانه‌تر امروز دیدم آن ستمگر رامگر در بیخودیها آشنا حرفی شنید از من
۴
رضی راه فنا را آنچنان در پیش بگرفتمکه واپس ماند بسیاری جنید و بایزید از من
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth