خلوتی با رضیالدین آرتیمانی
غزل شمارهٔ ۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای راندهٔ درگاه تو خواری و عزیزیپیدا ز تو هر چیز ندانم تو چه چیزی
۲
ما هیچ ورای تو ندیدیم و نبینیمای آنکه بتحقیق، ورای همه چیزی
۳
ای آنکه تمیز بد و نیکت خفقان کردبدها همه نیکند، زهی اهل تمیزی
۴
شبهه جگرت خون کند ای مدعی علمصد خرمن ازین دانش و پندار نبیزی
صفحهٔ ۱ از ۲