خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۶۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارمدر سینه از نی او صد مرغزار دارم
۲
قاصد به خشم آید چون سوی من گرایدگوید کجا گریزی من با تو کار دارم
۳
من دوش ماه نو را پرسیدم از مه خودگفتا پیاش دوانم پا در غبار دارم
۴
خورشید چون برآمد گفتم چه زردروییگفتا ز شرم رویش رنگ نضار دارم
صفحهٔ ۱ از ۳