خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون عشق بت ز کعبه به دیرم حواله کردتسبیح شکر گو شد و ناقوس ناله کرد
۲
بر آستان دیر نهادیم روی گرمهر ذره صد معامله با روی لاله کرد
۳
آب حیات چون طلبد کس، که بخت مااین زهر هم به خون جگر در پیاله کرد
۴
مجموعه ساز عشق الم نامه ی مرانا خوانده برد، خاتمه ی صد رساله کرد
صفحهٔ ۱ از ۲