خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۱۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما کسی را نشناسیم که غم نشناسدهست بیگانه مرا آن که الم نشناسد
۲
من و آن غمزه که چون تیغ برآرد ز میانطایر بتکده و مرغ حرم نشناسد
۳
شرم باد از صنمی، برهمنی را که اگردر حرم دیده گشاید به صنم، نشناسد
۴
یا رب آن کس که کند تهمت شادی بر منتا ابد کام دلش لذت غم نشناسد
صفحهٔ ۱ از ۲