شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۲۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زندانی شوق تو به گلزار نگنجدجز در قفس مرغ گرفتار نگنجد
۲
در دست ریا باده کشان تا در کعبهبگذشته میانی که به زنار نگنجد
۳
هرذره نه شایسهٔ طوف حرم اوستخورشید در این سایهٔ دیوار نگنجد
۴
فریاد که غم های تودر سینهٔ تنگماندک نبود لایق و بسیار نگنجد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth