شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۲۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنان که غمت مایهٔ افسانه نسازندبا همدمی محرم و بیگانه نسازند
۲
افسانه مخوانید که مستان خرد سوزبا مصلحت مردم فرزانه نسازند
۳
زنار نمودم به همه صومعه دارانتا دام رهم سبحهٔ صد دانه نسازند
۴
تا حشر سراسیمه به هرکوچه درآیدگر خاک مرا خشت حرم خانه نسازند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth