شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۲۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صد غم دمی بزاید، کانرا سبب نباشدز ابنای آفرینش، غم را سبب نباشد
۲
خوش عالمی که در وی، کس کام دوست نبوددر کام دوست نبود، پیک طلب نباشد
۳
از عادت ظریفان، زنهار پر حذر باشکاندر نهاد ایشان، ذوق ادب نباشد
۴
در ملک عشق کان را، بر شب بنا نهادندآغاز روز نبود، انجام شب نباشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth