شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۲۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مدعی باز ملولست و بلایی دارددر کف آیینهٔ اندیشه نمایی دارد
۲
پردهٔ دل بکُن آرامگه شاهد وصلزانکه هر پرده نشین پرده گشایی دارد
۳
شرف از کعبه گر از سجدهٔ ارباب ریاستگوشهٔ بتکده هم ناصیه سایی دارد
۴
رهرو عشق بیابان نبرد پی، لیکنجوشش قافله و بانگ درایی دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth