شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۲۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عرض کردیم به زاهد که ریا نفروشدکفر اندودهٔ اسلام به ما نفروشد
۲
گو بنه بر سر دل منت و بسیار منهآن که بیماری دل را به شفا نفروشد
۳
عاشق آن است که گر جان بدهد بد نامیگرمی سینه وتاثیر دعا نفروشد
۴
گر فروشند بهای مه کنعان داندبه متاع دو جهانش ، به خدا، نفروشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth