خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۲۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارم ز زخم غمزهٔ او لذتی که بوداما نماند جان مرا طاقتی که بود
۲
اکنون نمی توان طلب نیم عشوه کرددردم ببین که نیست مرا جراتی که بود
۳
حرمان ز حد گذشت ولی چهرهٔ نیازدارد بر آستان حرم نیتی که بود
۴
از دیدنت نمردم و نادیدنم بکشتدردا که دارم از تو همان خجلتی که بود
صفحهٔ ۱ از ۲