شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۲۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برهمن کی ره اسلام از بیم و ستم گیردبهل تا سوی دیر آید، اجازت از صنم گیرد
۲
طواف کعبه کردم با دل پر آتش و ترسمکه ناگه شعله در بال مرغان حرم گیرد
۳
اگر آزاد گردد دل ز سوز آتش دوزخز صد دریای آتش ، آفت یک شعله کم گیرد
۴
ز آه سرد زاهد تیره گشت آیینهٔ ایماندلا عکسی بیفکن تا فروغ جام جم گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth