شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۲۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون سنگ وفا به دست گیردبس شیشهٔ دل شکست گیرد
۲
بد مست شدم ، مگو که واعظآهنگ ترانه پست گیرد
۳
از محتسب آمد این که در خلدمستم ز می الست گیرد
۴
ما را چه زیان که بهر خود شیخآن نامه که نیست هست گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth