شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۲۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز صوت بلبل اندر بوستان فرزانه می گریدجنون مست از نوای جغد در ویرانه می گرید
۲
در این ماتم سرا، با مصلحت دانی مصاحب شوکه در بازار می خندد، و (هم) در خانه می گرید
۳
شراب های های گریه ام، ساقی قدح می کن که عاشق بی قدح می گرید و مستانه می گرید
۴
ز اشکش بسترم تر شد، ولی از ناز و استغنابدان ماند که بر بیگانهٔ بیگانه می گرید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth