شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۳۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو مرغ سدره که در آشیان بیاسایدبه چین زلف تو جان بیاساید
۲
برانم از در یار، ای ادب، که یک چندیز ننگ بوسه ام آن آستان بیاساید
۳
ز رشک حوصله ام آسمان بود دلگیرکرشمه ای که دل آسمان بیاساید
۴
مکن هلاک به بازیچه ام، بزن زخمیکه خون چکان لبم از الامان بیاساید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth