شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۳۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آواره دلی کو روش خیر نداندپر آبله پایی که ره سیر نداند
۲
عاشق هم از اسلام خراب است، هم از کفرپروانه چراغ حرم و دیر نداند
۳
زنهار مکاوید دلم، کاین مغ سرمستآیین شر و قاعدهٔ خیر نداند
۴
جز با دل عرفی نبرم نغمهٔ منصورکیفیت این زمزمه را غیر نداند
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth