شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۳۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به جهان چه کار سازم، که به ساختن نیرزدبه کدام ملک تازم، که به تاختن نیرزد
۲
ز سماع هر دو عالم، چه ستانم و چه یابمکه به یافتن نشاید، به شناختن نیرزد
۳
نه تو مرد دلنوازی، نه دل آن قدر که شایدکه گر از نوا بیفتد، به نواختن نیرزد
۴
همه قلب را چه سوزی، بگداز سیم قلبیکه برای سیم خالص، به گداختن نیرزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth