شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۳۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دگر دلم ز می تازه مست می گرددر صیت مستی ام، آوازه مست می گردد
۲
کلید میکده ها را به من دهید، که مننه آن کنم که به اندازه مست می گردد
۳
خراش نغمه دهد می، گمان مبر که دلمبه شامِ مشعله آوازه مست می گردد
۴
چنان سرشتهٔ کیفیت ام که از نفسمخمار بیخود و خمیازه مست می گردد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth