شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۳۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاران به روز حادثه برق جهان شوندچون یار شد جهان، همگی مهربان شوند
۲
لنگان روند در قدمم، چون سبک رومچون پا به سنگ برزنم، آتش عنان شوند
۳
جوشند چون مگس به لبم گاه نوشخندچون تلخی ای رسد، عنقا نشان شوند
۴
در بند چَه گذاشته، یوسف کنند به خوابچون شد خلاص، بر اثر کاروان شوند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth