خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۳۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گَرَم دعای مَلَک خاک رهگذر باشدبه هر کجا نهم پا نیشتر باشد
۲
در آفتاب طلب گشت بخت ما همه عمرنیافت سایهٔ نخلی که بارور باشد
۳
امید عافیت از مردن است و می ترسمکه مرگ دیگر و آسودگی دگر باشد
۴
به بال خویش منال ای هما، به گلشن عشقدر این چمن، قفس مرغ بال و پر باشد
صفحهٔ ۱ از ۲