خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۳۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بگو که نغمه سرایان عشق خاموشندکه نغمه نازک و اصحاب پنبه در گوشند
۲
شکست شیشه و در پا خلید و بی خبرانهنوز میکده آشوب و عافیت کوشند
۳
اگر ز دیر برندت به طوف کعبه، مبادامید و یاس در این کوچه دوش بر دوش اند
۴
هزار شیشه تهی گشت و تنگ حوصله گانهنوز بی خبر از ته پیالهٔ دوشند
صفحهٔ ۱ از ۲