شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۳۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشقان گر به دل از دوست غباری دارندگریه ای گَرد نشان در شب تاری دارند
۲
آب حیوان ببر ای خضر که ارباب نیازچشم امید به فتراک سواری دارند
۳
ره ارباب محبت به فنا نزدیک استسوزنی در کف و در پا دو سه خاری دارند
۴
جان و دل را به می فرحت آتش زده اندباده در شیشه نماندست و خماری دارند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth