خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۳۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی دلم شاد از می ناب و نوای نی شودآن که از غم شاد گردد، شاد ازین ها کی شود
۲
هر که را سیماب غفلت ریخت آسایش به گوشکی دلش را چشم باز از نعرهٔ یا حی شود
۳
گر دو رهرو متفق گردند در راه خطرکاروانی جمع گردد، چون دو منزل طی شود
۴
زاهد بیهوده گو را مانع از هذیان مشوگوش کن تا بر سر دستان روم و ری شود
صفحهٔ ۱ از ۲