شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۳۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن که در راه طلب ماند و پایی نکشدگو سر رشته رها کن که به جایی نکشد
۲
من خود از تربیت دل نکشم دست، ولیترسم این آئینه کارش به صفایی نکشد
۳
آخر انصاف بده تا به کی از دست تهینگشاید کمری، بند قبایی نکشد
۴
نکتهٔ عشق کجا، حوصلهٔ عقل کجاتحفهٔ شاه کسی پیش گدایی نکشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth