شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۳۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزی که هوسها در اقبال گشودندآخر همه رفتند به جایی که نبودند
۲
زین باغ‌ گذشتند حریفان به ندامتهر رنگ‌ که‌ گردید کفی بود که سودند
۳
افسوس‌ که این قافله‌ها بعد فنا همیک نقش قدم چشم به عبرت نگشودند
۴
اسما همه در پرده ناموسی انسانخود را به زبانی ‌که نشد فهم ستودند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth