شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۳۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزگاری‌ که به عشق از هوسم افکندندبال و پر کنده برون قفسم افکندند
۲
ما و من خوش پر و بالی به خیال انشا کردمور بودم به غرور مگسم افکندند
۳
تا کند عبرتم آگاه ز هنگامهٔ عمردر تب و تاب شمار نفسم افکندند
۴
خون خشکم جوی از قدر نیرزبد آخرصد ره از پوست برون چو عدسم افکندند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth