شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۳۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مصور نگهت ساغر چه رنگ زندمگر جنون کند و خامه در فرنگ زند
۲
چنین‌که نرگست از ناز سرگران شده استز سایهٔ مژه ترسم به سرمه سنگ زند
۳
به گلشنی که چمن در رکاب بخرامیحنا ز دست تو گیرد گل و به رنگ زند
۴
ز سعی خاک به گردون غبار نتوان بردبه دامن تو همان دامن تو چنگ زند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth