شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۳۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
محوگریبان ادب‌کی سر به هر سو می‌زندموج‌گهر از ششجهت بر خویش پهلو می‌زند
۲
واکردن مژگان ادب می‌خواهد از شرم ظهوراول دراین گلشن بهار از غنچه زانو می‌زند
۳
زبن باغ هرجا وارسی جهل است با دانش طرفبلبل به چهچه‌گرتند قمری به‌کوکو می‌زند
۴
تا چرخ و انجم ثابت است از خلق آسایش مجواندیشهٔ داغ پلنگ آتش به آهو می‌زند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth