شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۳۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فطرت آخر بر معاد از سعی اکمل می‌زندرشته چون تابیده شد خود را به مغزل می‌زند
۲
نشئهٔ تحقیق در صهبای این میخانه نیستمست و مخمورش قدح از چشم احول می‌زند
۳
خواب خود منعم مکن تلخ از حدیث بورپااین نیستان آتشی دارد به مخمل می‌زند
۴
ای بسا شیخی‌ که ارشادش دلیل گمرهی‌ستغول اکثر راه خلق از شمع و مشعل می‌زند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth