خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۴۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هوس جنونزدهٔ نفس به کدام جلوه کمین کندچو سحر به گرد عدم تند که تبسم نمکین کند
۲
ز چه سرمه رنج ادب کشم که خروش جنون حشمبه هزار عرصهکشد الم نفسیکه پردهنشینکند
۳
ز خموشی ادب امتحان، به فسردگی نبریگمانکه کمند نالهٔ عاشقان، لب برهم آمده چین کند
۴
سر بینیازی فکر را به بلندیی نرساندهامکه به جز تتبع نظم من، احدی خیال زمین کند
صفحهٔ ۱ از ۳